هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

182

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

اين « واپور » در صبح و شام ، به فاصلهء 4 ساعت ، دو بار تردد مىكرد . قيمت عرشهء « واپور » نفرى 80 « قپك » است و « قمره » « 1 » و « اتاق نشيمن » گاهى 2 « منات » « 2 » و نصف است ؛ و كرايهء اشياء ثقيل 40 « قپك » است . براى هر « پوتى » مسافت راه از خشكى ميانه « باتوم » و « پوتى » كه از ميان جنگل‌ها و كوهها مىگذرد ، 16 ساعت است . دولت « روس » بعد از تصرف اين صفحات از « عثمانى » ، در خاطر دارد كه با راه‌آهن ميانهء اين دو شهر را وصل نمايد و ما يحتاج و ملزومات را حاضر كرده بودند كه در بهار به عمليّات آن شروع شود . از احترامات زياد كه در خاك « عثمانى » ، از داخل و خارج نسبت به جناب « آقا » به عمل آمد ، اولين پذيرائى بود كه از جانب جناب جلالت مآب آقاى « معين الملك » ، سفير كبير دولت عليّه « ايران » مقيم « اسلامبول » ، كه ارادت خاصى نسبت به جناب مستطاب ، آقاى « ثقة الاسلام » - مدظلّه العالى « 3 » - دارند ، به عمل آمد . بعد از استماع اين خبر ، مكتوبا در ايّام اقامت [ در ] « تفليس » ، خدمت جناب « آقا » اطلاع داده كه قبل از وقت ، عالىجاه « آقا ميرزا على تبريزى » ، گماشتهء سفارت كبرى را در اسكلهء « باتوم » حاضر [ كرده ] و اسباب آسايش و استراحت را مهيّا ساخته است . حقيقتا به‌طور لايق تشريفات را كما ينبغى « 4 » به عمل آورده ، تا ورود به « اسلامبول » متحمّل هرگونه زحمات بود . « ميرزا اعلى » مىگفت : خود زياده از يك قرن هست [ كه ] از شهر « تبريز » هجرت كرده [ و ] در « اسلامبول » توطن كرده‌ام . از كثرت درايت و جربزه بين الناس به « فرلداق » اشتهار داشت . جميع مخارج عرض راه ، از ورود « باتوم » تا حركت از « اسلامبول » ، به ذمهء همت گماشتگان سفير بود . امشب ، چون ليل عزا و شب قتل « مولاى روز جزا » بود ، عالىجناب « ميرزا حسين روضه‌خوان » فرزند جناب فضايل نصاب « ميرزا محمد جعفر نايب الصدر قراجه‌داغى » كه از اوّل عمر در خدمت جناب مستطاب آقاى « ثقة الاسلام » ذاكر مصايب است و در اين سفر تا « اسلامبول » ملازم ركاب بود ، حاضرين را به ذكر « مصيبت » مستفيض ساخت .

--> ( 1 ) . نام هريك از اتاق‌هاى كشتى . ( 2 ) . در اصل : مناط ( 3 ) . جملهء فعلى دعايى به معنى كشيده باد سايه عالى او . مستدام باد سايهء عالى و بلند او . ( 4 ) . چنان‌كه شايد ، چنان‌كه در خور است .